پنجشنبه, 25 مرداد 1397

ارزیابی اثر سدها بر منابع آب زیرزمینی (مطالعه موردی سد سلمان فارسی - استان فارس)

بارزترین اثر سدها، تغییر رژیم هیدرولوژیکی مناطق مجاور خود است که از جمله این تغییرات میتوان به تامین دبی پایه دائمی و تغییر در سطح اساس آبخوانهای مجاور اشاره نمود. این تغییرات میتواند به نوعی در مقابله با خشکسالی مؤثر واقع شود. در این پژوهش سد سلمان و تأثیر آن بر نظام هیدرولوژیکی دشت قیر و کارزین و اثرات آن بر تغییرات سطح اساس آبهای زیرزمینی مورد بررسی میباشد تا بتوان میزان اثر این سد در مقابله با خشکسالیها را برآورد نمود. روششناسی مطالعه مبتنی بر روشهای کتابخانهای، میدانی و آماری بود که بدین منظور از دادههای ارتفاع آب زیرزمینی، سطح ایستابی در چاههای پیزومتری دشت، دبی چاهها، دبی رودخانه قرهآغاج، و میزان بارش منطقه برای دوره آماری 1372 تا 1389 استفاده به عمل آمد. همچنین بهمنظور پردازش دادهها از نرمافزارهای ArcGIS ،گزینه الحاقی Hydro Arc و Excel استفاده به عمل آمد. نتایج نشان دادند که طی دوره مورد بررسی 10 دوره خشکسالی رخ داده است که بیشترین اثر این خشکسالیها مربوط به یک دوره چهار ساله خشک (سالهای 1378 تا 1381 (بوده است بهطوری که دبی رودخانه را به صفر رسانده است. همچنین سد سلمان فارسی با تغییر در رژیم هیدرولوژیکی رودخانه قرهآغاج سبب ایجاد یک دبی پایدار در تابستان شده است. هرچند، به دلیل عدم تغذیه کافی آبخوانهای دشت قیر و کارزین، سالانه 5 میلیون مترمکعب از حجم ذخیره این آبخوانها کاسته میشود و سطح آب در تمامی چاهها رو به افت است که میزان این افت متفاوت است. بنابراین، میتوان گفت که سد سلمان فارسی نتوانسته است میزان اثرات خشکسالی بر آب زیرزمینی را در مناطق پایین دست خود کاهش دهد یا حذف نماید